
عکس از فرشید پارسی کیا
نقد و بررسی 2کتاب از احمد رضا احمدی
1- چای در غروب جمعه روی میز سرد میشود 2- ساعت 10 صبح بود
جلسه با دبیری بهروز احمدزاده و مقدمه ای از آثار و سابقه شاعری احمدرضا احمدی آغاز شد. در این بین اشاره مستقیم میشود به جریان موج نو که در دهه 40 احمدی با چاپ آثارش مطرح میکند و بلاقاصله به دو مجموعه آخر ایشان که توسط نشر ثالث و نشر چشمه منتشر شد پرداخته میشود.
ابتدا احمدزاده دغدغه های ذهنی خود را با مطرح کردن 2 سؤال بیان میکند که 1- این دو مجموعه اخیر احمدی چه جایگاهی در آثار او دارد. آیا ادامه فرایند شعری ایشان میباشد ؟
2- با توجه به وضعیت شعری امروز، این دو مجموعه چه جایگاهی در شعر امروز دارد و چه کمکی به فرایند شعری ما میکند ؟
با توجه به سؤالات مطرح شده حاضرین به بحث تقطیع درآثار وی پرداختند که به ظاهر بارزترین ویژگی آثار احمدی میباشد. نظر مریم خونساری در این باره به این صورت بود که تقطیعها درجهت خود شعر میباشد و در واقع احمدرضا احمدی خود یک شخصیت تقطیع شده در آثارش میباشد که این تقطیع شدن گاهی اوقات به خوبی در شعر جواب میدهد و گاهی اوقات هم سکته در شعر ایجاد میکند و به نوعی شعر به خواننده تحمیل میشود. ایشان به جریان تقطیع در دهه 40 اشاره میکند که در شعر، تقطیع واژگانی صورت میگرفته به طور مثال با تقطیع ، شعر را به 3 ترکیب تبدیل میکردند که در واقع در ظاهر شعر فرم ایجاد میکردند .از نظر ایشان تقطیع در آثار احمدی کاملا آگاهانه میباشد و به صورت تصادفی اتفاق نیفتاده است چون زبان شعری ایشان زبان مقطع است و به این معتقدند که شعر احمدی شعر سطر میباشد یعنی سطرهای بسیار درخشان در آثار وی دیده میشود حتی در آثار دهه 40 این موضوع کاملا به چشم میخورد.در پی صحبتهای خونساری پژمان شفاهی بر این موضوع تاکید داشتند که احمدرضا احمدی در امر تقطیع اصلا موفق نبودند در واقع ایشان این کار را از روی عادت انجام میدهد و گاهی از بوجود آمدن این فرمهابه خواننده حس بی دقتی دست پیدا میکند.در نهایت خونساری بر این اعتقاد بودند که احمدرضا احمدی تاکید زیادی در جدا کردن افعال هنگام تقطیع دارد و با جدا کردن افعال کاملا حس شخصی شاعر را در شعر منتقل میکند که زیاد هم موفق نبوده. در ادامه بررسی آثار احمدی ارشدی به این موضوع اشاره میکنند که آثار احمدرضا احمدی ظرفیت تقطیع شدن را ندارند. تقطیعهای ایشان در این 2کتاب اخیرش اصلا روی فعلها نیست .ایشان با اشاره به شعر صفحه 133 از کتاب "چای در غروب جمعه روی میز سرد میشود" و باز خوانی این شعر به این موضوع تاکید میکنند که تقطیعها در جهت فضاسازی و همچنین در جهت خدمت به شعر نمیباشند. کبوتر ارشدی راجع به شعر اشاره شده میگوید که این شعر یک زمینه چند ساله دارد و در واقع چون خود احمدرضا احمدی بنیان گذار یک جریان میباشد ناخودآگاه آن جریان را در آثارش میتوان به وضوح دید. در واقع احمدرضا احمدی موج نو را این طور تعریف میکند و میخواهد به سمت عناصر برود.
به نظر کبوتر ارشدی در این شعر سیب دیگر سیب نیست یا زمستانی که از برفش خجل میشودم، این برف خود برف نیست. شاعر این فضاسازی را میکند ولی در ادامه وارد فضاهای سورئال میشود و با توجه به این فضاسازیها و غالب فکری خود شاعر که ما از آن با خبر هستیم در یک نفطه به تناقض میرسیم که این تنافض در 2 مجموعه اخیر شاعر بیشتر به چشم میخورد.از نظر ایشان در وافع یک جور سهل انگاری و پر گویی در این 2 مجموعه دیده میشود. آثار چون ظرفیت تقطیع شدن را ندارند به خواننده این حس القا میشود که شاعر خواسته یک کار غیر متعارف انجام دهد.
کیوان دارابی به موسیقی آثار احمرضا احمدی اشاره میکند. میزان سکوتی که بعد از هر تقطیع بوجود میآید باعث ریتم در شعر میشود وموسیقی ایجاد میکند که در شیوه خوانش تاثیر میگذارد در صورتی که این تقطیعها نباشند با یک نثر ساده برخورد میکنیم که در ادامه این بحث کبوتر ارشدی به این نکته اشاره میکند که احمدرضا احمدی با این تقطیعها نتوانسته نثر را نجات دهد و حسن صانعی تقطیعها را پیشنهاد شاعر برای خوانش شعر میداند که این موضوع از نظر دارابی پیشنهاد نیست بلکه تقطیع ، فرم نهایی شعر میباشد.
در این راستا بهروز احمدزاده تقطیعها را تلاش احمدرضا احمدی در جهت نحوه خوانش شعر میداند و شاعر تاکید دارد که شعرهای من را اینگونه بخوانید در صورتیکه از نظر بهروز بسیاری از شاعرها خودشان هم این تقطیعها را هنگام خوانش رعایت نمیکنند مانند احمد شاملو در هنگام خواندن شعر " تو کجایی".
اظهار نظرهای پایانی کبوتر ارشدی راجع به آثار احمد رضا احمدی اینگونه بود که متنها با تمامی تقطیعهایی که شاعر برای آنها زحمت کشیده و عامرانه این کار را انجام داده او را به خوانش تجمیع کلام سوق میدهد و در این بین به آثارعلی باباچاهی اشاره میکند که متنهای ایشان دستور میدهد که همانطوری که شاعر نوشته بخوانید ولی در آثار احمد رضا احمدی اینطور نمیباشد و درنهایت این کار به تکنیک منجر نشده است.تقطیعها که در وافع فضاهای نوستالژی عاشفانه را القا میکنند، در آثار احمدرضا احمدی به فلسفی بودن و گاهی به اجتماعی بودن سوق داده شده. و در نهایت به تکراری بودن کلمات و همچنین به محدود بودن دنیای شاعر اشاره مستقیم میکند.
صحبتهای پایانی جلسه را مریم خونساری اینگونه بیان میکند که شاعر با زبان و سوژه برخورد شخصی میکند، تقطیعها آگاهانه میباشد وبیشتر تقطیعها روی فعل انجام شده. تکرار را در آثار احمدی قبول میکند و بر این باور میباشد که اتفاقهایی که در شعر احمدی میافتد در عین بی اتفاقی است و نیاز به همزادپنداری بیشتری دارد تا به اتفاقها پی برد.
در تابستان
تنت را به شاخه های جوان گیلاس بسپار
از درختان بیاموز که چگونه در پاییز تسلیم باد هستند
و در تابستان تسلیم آفتاب
کاش چشمان یارای اشک و شبنم داشتند
که بر زمین ببارند
مرا به سایه درختان مهمان کن
من چون تو رؤیای زردرنگی داشتم
که در همهی عمرم این رؤیا را فاش نکردم
چه آسان خصلت میوه ها را از یاد برده ایم
شاید تو بتوانی یک بار دیگر خصلت میوه ها را
برای من فاش کنی.
از مجموعه" ساعت 10 صبح بود"