دختر که قدش به آینه برسد لب های کودکیش را سرخ می کند چشمهایش را سیاه عروسک می شود دختر و عروسکش روی تاقچه٬ خاک می خورد دختر که قدش به آینه برسد بالغ می شودو نگاه های حریص روی زنانگی اش٬ سر می خورند دختر که زنی شود سراغ کودکیش را از تاقچه ها می گیرد و برای کودکیش هی اشک می ریزد هی شعر می گوید